هایکو



1
آسمان بهار
جت جنگی به سویی
غازها به سویی
 2
سوت قطار 
الاکلنگ  می‌ایستد
آنگاه از نو
3
مه  پاییزی
درون بیشه زار
درون خویشتن
 4
پسرک دستفروش
کم‌کم می‌پوشاندش
مه زمستانی
5
نیمکت پاییزی
جای مرا می‌گیرد
سایه‌ی کاجی


 6
خانه‌ی متروک
میان پنجره‌ای شکسته
بدر ماه
7
زمستانی دیگر
وانهاده یک سو
برف روب پدر
8
رگبار بهاری 
بساط بر می چیند
دشت نکرده
9
صبح تابستان
کاری عقب افتاده
تماشای گنجشک ها

خانه‌ی نو...
کلاغی خیره به من
بر درخت همسایه


خیابان شلوغ
پشت هر چهره
چهره‌ای دیگر

شکوفه گیلاس
شعری که نوشتم
خط می زنم

پگاه پاییز
به‌دار می کشندش
سکوت گنجشک‌ها


اکنون بهار
نگاه می‌دزدم
باز همان گل


شکوفه‌  گیلاس
دامن‌کشان در باغ
بیو‌ه‌ی جوان

بر ویرانه ها -
زلفی کو که بیاشوبد
نسیم بهاری